دانشمندان نوعی افسردگی با عنوان «افسردگی شبانهروزی» را مطرح کردهاند که ممکن است با اختلال ساعت زیستی بدن، شببیداری و نوسانات خلقی ارتباط داشته باشد.
پژوهشگران احتمال میدهند اختلال در ساعت زیستی بدن با الگویی از افسردگی مرتبط باشد که در آن افراد بیش از حد معمول میخوابند، صبحها با احساس خستگی از خواب بیدار میشوند، شبها دیر به خواب میروند و با تغییر فصل، نوسانات خلقی را تجربه میکنند.
دانشمندان این الگوی پیشنهادی را «افسردگی شبانهروزی» (Circadian Depression) نامگذاری کردهاند. آنها نخستینبار در سال ۲۰۲۱ این ایده را مطرح کردند و اکنون برآورد میکنند که این الگو ممکن است حدود یکچهارم افراد مبتلا به افسردگی شدید، عودکننده یا پایدار را در بر بگیرد. بااینحال، این دستهبندی هنوز تأیید رسمی نشده و همچنان در مرحله بررسیهای پژوهشی قرار دارد.
ارتباط ساعت زیستی بدن با افسردگی چیست؟
در یک مطالعه جدید، محققان اطلاعات ۱۱ هزار و ۳۸۰ نفر در بازه سنی ۱۸ تا ۹۰ سال را بررسی کردند. شرکتکنندگان در یک پژوهش ملی استرالیا درباره ژنتیک افسردگی حضور داشتند.
از میان این افراد، ۲۶۰۴ نفر دستکم سه مورد از شش ویژگی مورد بررسی را نشان میدادند. این ویژگیها شامل تغییرات فصلی خلقوخو، دیر خوابیدن، تفاوت برنامه خواب در روزهای کاری و تعطیل، شبزندهداری، خواب بیش از اندازه و احساس خستگی هنگام بیدار شدن بود.
بررسیها نشان داد افراد این گروه، بهطور میانگین در سن پایینتری به افسردگی مبتلا شده بودند. میانگین سن شروع افسردگی در آنها حدود ۱۹ سال بود، درحالیکه این رقم برای سایر شرکتکنندگان به ۲۳ سال میرسید.
همچنین زنان سهم بیشتری از این گروه را تشکیل میدادند. افراد حاضر در این دسته از پریشانی روانی، افکار خودکشی و مشکلات جسمی بیشتری خبر داده بودند. برخی از آنها نیز در دورههای افسردگی با افزایش وزن یا نشانههایی شبیه «هیپومانیا» مواجه شده بودند؛ حالتی که با افزایش خفیفتر خلقوخو و سطح انرژی شناخته میشود.
بررسی ژنتیکی چه نکاتی را آشکار کرد؟
پژوهشگران برای شناخت بهتر این الگو، دادههای ژنتیکی شرکتکنندگان را نیز تحلیل کردند. نتایج نشان داد افراد گروه افسردگی شبانهروزی، از نظر ژنتیکی آمادگی بیشتری برای ابتلا به افسردگی، اضطراب، اختلال کمتوجهی-بیشفعالی (ADHD) و اختلال دوقطبی داشتند.
علاوهبراین، خطر ژنتیکی مرتبط با وزن بالاتر، مقاومت به انسولین، التهاب، بیخوابی و تمایل به دیر خوابیدن در این افراد بیشتر بود. این نتایج احتمال وجود الگویی پیچیدهتر از افسردگی همراه با اختلال خواب را مطرح میکنند؛ هرچند بهتنهایی وجود یک نوع مستقل از افسردگی را اثبات نمیکنند.
شرکتکنندگان این گروه همچنین گزارش داده بودند که داروهای ضدافسردگی رایج، از جمله مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRIs)، تأثیر کمتری بر آنها داشتهاند. آنها در مقایسه با سایر افراد، عوارضی مانند خوابآلودگی، تهوع، اضطراب و افزایش وزن را نیز بیشتر تجربه کرده بودند.
بااینحال، محققان تأکید دارند که نمیتوان این تفاوت را صرفاً به الگوی پیشنهادی افسردگی شبانهروزی نسبت داد. شدت بیشتر بیماری یا وجود اختلالات روانپزشکی دیگر نیز ممکن است در میزان اثربخشی داروها و بروز عوارض نقش داشته باشد.
آیا این یافتهها میتوانند به درمان بهتر افسردگی کمک کنند؟
بهگفته پژوهشگران، بررسی دقیقتر الگوی خواب، ریتم شبانهروزی بدن و تغییرات فصلی خلقوخو ممکن است در آینده به شناسایی زودهنگام بیماران و انتخاب روش درمانی مناسبتر کمک کند.
تنظیم برنامه خواب، نوردرمانی و زمانبندی هدفمند درمانها از جمله روشهایی هستند که میتوانند در پژوهشهای آینده مورد بررسی قرار بگیرند. بااینحال، برای مشخص شدن میزان اثربخشی این راهکارها، انجام کارآزماییهای بالینی ضروری است.
این مطالعه محدودیتهایی نیز دارد. پژوهش روی گروهی از شرکتکنندگان استرالیایی انجام شده و تحلیل ژنتیکی آن فقط افراد دارای تبار اروپایی را شامل میشده است. بنابراین، برای ارزیابی اعتبار نتایج باید این الگو در جمعیتهای متنوعتر نیز بررسی شود.
در حال حاضر، «افسردگی شبانهروزی» یک دستهبندی پیشنهادی در تحقیقات علمی است و هنوز بهعنوان یک تشخیص رسمی پذیرفته نشده است. به همین دلیل، وجود علائمی مانند خواب طولانی، خستگی صبحگاهی یا شببیداری بهتنهایی برای تشخیص این الگو کافی نیست و نباید مبنای قطعی انتخاب درمان قرار بگیرد.
نتایج این پژوهش در ژورنال The British Journal of Psychiatry منتشر شده است.










