در چشمانداز مهاجرت اروپا، لیختناشتاین با جمعیتی کمتر از ۴۰ هزار نفر، بهعنوان کشوری با بالاترین نسبت مهاجران شناخته میشود. بیش از ۷۰ درصد ساکنان این کشور در خارج از مرزهایش متولد شدهاند و جالب آنکه بخش عمدهای از آنها از کشورهای خارج از اتحادیه اروپا آمدهاند. این آمار، لیختناشتاین را به نمونهای برجسته از وابستگی شدید برخی کشورهای کوچک اروپایی به نیروی کار و تخصصهای وارداتی تبدیل کرده است.
در سوی دیگر، آلمان با جمعیتی بالغ بر ۸۴ میلیون نفر، میزبان بیشترین تعداد مهاجر در قاره است. حدود ۱۶.۹ میلیون نفر از ساکنان این کشور در خارج از آلمان به دنیا آمدهاند؛ رقمی که نشان میدهد از هر پنج نفر، یک نفر مهاجر است. نکته قابلتوجه آن است که تنها حدود یکسوم این مهاجران از کشورهای عضو اتحادیه اروپا هستند، که نشاندهنده جذابیت فراتر از مرزهای قاره برای بازار کار آلمان است.
بر اساس دادههای رسمی یورواستات، ۳۱ کشور اروپایی از نظر سهم مهاجران در جمعیت کل مورد بررسی قرار گرفتهاند. این آمارها نهتنها نسبت مهاجران را نشان میدهند، بلکه تعداد مطلق آنها و محل تولدشان (درون یا بیرون اتحادیه اروپا) را نیز مشخص میکنند. کشورهای کوچکی مانند لوکزامبورگ و مالت نیز با نسبتهای بالای مهاجران (به ترتیب ۵۱ و ۳۱ درصد) در صدر این فهرست قرار دارند. این کشورها بهدلیل شرایط مالیاتی مطلوب، بازارهای کار فرامرزی و جمعیت محدود، به مقصدی جذاب برای مهاجران تبدیل شدهاند.

در مقابل، کشورهای اروپای شرقی مانند لهستان، رومانی و بلغارستان با سهمی کمتر از ۵ درصد، در پایینترین رتبهها قرار دارند. این تفاوت چشمگیر میان شرق و غرب اروپا، بازتابی از مسیر مهاجرتی غالب در دهههای اخیر است؛ جریانی که از شرق به غرب حرکت کرده و موجب کاهش جمعیت در بسیاری از کشورهای شرقی شده است. برخی از این کشورها اکنون جمعیتی کمتر از سال ۱۹۹۰ دارند، که نشاندهنده چالشهای جدی در حفظ نیروی انسانی و پایداری اقتصادی است.
در آلمان، سن میانه جمعیت به ۴۷ سال رسیده و این کشور در میان پیرترین جوامع جهان قرار دارد. همین عامل، همراه با پایه صنعتی قدرتمند، موجب شده تقاضا برای نیروی کار خارجی بهطور مداوم افزایش یابد. مهاجران در این کشور نهتنها در بخشهای خدماتی و تولیدی، بلکه در حوزههای تخصصی مانند فناوری، سلامت و آموزش نقش کلیدی ایفا میکنند.
دادههای مهاجرتی ارائهشده توسط کشورهای عضو اتحادیه اروپا عمدتاً بر اساس منابع اداری مانند مجوزهای اقامت، بیمه سلامت، مالیات و آمارهای جمعیتی تهیه شدهاند. بنابراین، مهاجرانی که بهصورت غیرقانونی وارد شدهاند یا در سیستمهای دولتی ثبت نشدهاند، در این آمارها لحاظ نمیشوند. همچنین، برای آنکه فردی در سرشماری مهاجران ثبت شود، باید حداقل ۱۲ ماه در کشور مقصد اقامت داشته باشد.
از زمان خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، یورواستات انتشار دادههای مربوط به این کشور را متوقف کرده است. با این حال، بر اساس آخرین سرشماری ملی، حدود ۱۶ درصد از جمعیت بریتانیا را افراد خارجیتبار تشکیل میدهند؛ آماری که نشاندهنده نقش مهاجرت در شکلدهی به ساختار جمعیتی این کشور است.








