راز همدلی مغز با درد شخصیتها در فیلمهای ترسناک چیست؟
وقتی در سینما یا خانه مشغول تماشای فیلمی ترسناک هستیم، لحظاتی وجود دارد که تنها دیدن آن کافی است تا بدنمان منقبض شود و ناخودآگاه چهرهمان از درد جمع شود؛ گویی خودمان در حال تجربه آن صحنه هستیم. از بریدن دست در فیلم «۱۲۷ ساعت» گرفته تا کشیدن پوست ناخن در «قوی سیاه»، این واکنشها تنها حاصل تخیل نیستند، بلکه ریشهای علمی دارند.
مطالعات جدید نشان دادهاند که مغز انسان هنگام مشاهده صحنههای دردناک، تنها به پردازش تصویری بسنده نمیکند. بخشهایی از مغز که پیشتر تصور میشد صرفاً مسئول بینایی هستند، در واقع با حسهای بدنی نیز ارتباط دارند. به همین دلیل، وقتی شخصی را میبینیم که آسیب میبیند یا حتی قلقلک داده میشود، همان نواحی مغزی که لمس را پردازش میکنند فعال میشوند و بدن ما واکنشی مشابه تجربه واقعی نشان میدهد.
این یافتهها حاصل بررسی فعالیت مغزی بیش از ۱۷۰ نفر در حین تماشای فیلمهای مختلف بود. نتایج نشان داد که مغز نقشهای از بدن را در سیستم بینایی ذخیره کرده و آن را با نقشههای مربوط به حس لمس هماهنگ میکند. به زبان ساده، مغز ما آنچه را میبیند روی بدن خودمان بازسازی میکند. همین سازوکار است که باعث میشود هنگام دیدن صحنههای دلخراش در فیلمهایی مانند «اره» یا «چکش»، احساس کنیم خودمان در حال تجربه آن درد هستیم.
کاربرد این کشف تنها به درک فیلمهای ترسناک محدود نمیشود. پژوهشگران معتقدند این مکانیسم میتواند به فهم بهتر شرایطی مانند اوتیسم کمک کند؛ زیرا شبیهسازی درونی تجربه دیگران، یکی از ابزارهای اصلی مغز برای درک همدلی و ارتباط اجتماعی است.
از سوی دیگر، تحقیقات تکمیلی نشان دادهاند که فیلمهای ترسناک نهتنها درد را شبیهسازی میکنند، بلکه فعالیت مغز را برای افزایش هیجان دستکاری میکنند. در لحظات ناگهانی و پرشآور، نواحی مرتبط با بینایی و شنوایی به سرعت فعال میشوند تا واکنشی تکاملی برای کاهش خطر ایجاد کنند. در مقابل، صحنههایی که اضطراب را بهتدریج افزایش میدهند، باعث فعال شدن پایدار بخشهای دیگری از مغز میشوند و هوشیاری طولانیتری را به همراه دارند.
به این ترتیب، تجربه تماشای فیلمهای ترسناک ترکیبی از همدلی با درد شخصیتها و واکنشهای تکاملی مغز به تهدیدات است. همین دو عامل باعث میشوند که حتی بدون لمس واقعی، بدن ما درد را حس کند و ذهنمان درگیر ترسی شود که از پرده سینما فراتر میرود.











