داستان زندگی ادیسون جیمز بیشتر شبیه به فیلمنامه یک فیلم عاشقانه هالیوودی است تا یک روایت واقعی. زنی ۴۶ ساله که زمانی عضو نیروی دریایی آمریکا بوده، بعدها بیخانمان شده و برای گذران زندگی به کار در صنعت پورن روی آورده و در نهایت با یکی از مشتریانش، یک میلیونر بازنشسته، ازدواج کرده است؛ روایتی که شباهت زیادی به فیلم زن زیبا (Pretty Woman) محصول سال ۱۹۹۰ دارد.

ادیسون جیمز بلافاصله بعد از پایان دبیرستان به نیروی دریایی آمریکا پیوست. او میگوید به دلیل عدم توان مالی برای رفتن به دانشگاه، ارتش تنها گزینه پیش رویش بوده است. جیمز پنج سال در نقاط مختلفی خدمت کرد؛ از پایگاه نظامی دیهگو گارسیا تا ناو جنگی «یواساس نیمیتز». پس از پایان دوران خدمت، تصمیم گرفت که مسیر زندگیاش را تغییر دهد و بهعنوان آرایشگر مشغول به کار شد.
او از شغل جدیدش راضی بود، اما احساس میکرد به هیجان بیشتری در زندگی نیاز دارد. همین احساس باعث شد که وقتی یک تهیهکننده فیلمهای بزرگسال از طریق شبکههای اجتماعی به او پیشنهاد همکاری داد، وسوسه شود. اگرچه در ابتدا تردید داشت، اما احتمال کسب درآمد بالا، او را به این تصمیم رساند.

با این حال، واقعیت خیلی زود با تصورش فاصله گرفت. ادیسون با وجود دریافت دستمزدهایی تا ۱,۳۰۰ دلار برای هر صحنه، همچنان از نظر مالی در مضیقه بود. او توضیح داده که بخش زیادی از درآمدش صرف هزینههای جانبی میشده؛ از کمیسیون آژانس تا آزمایشهای پزشکی، هزینه سفر، اقامت، بنزین، نگهداری خودرو و حتی ظاهر و پوشش. در نهایت، بعد از کسر همه این مخارج، گاهی فقط ۴۰۰ دلار برایش باقی میماند.
این شرایط چند سال ادامه داشت تا اینکه یک دیسک کمر او را برای مدتی از کار انداخت. ناتوانی در کار کردن، مشکلات مالیاش را تشدید کرد. برای کاهش هزینهها به خانه یکی از دوستانش رفت، اما این هم دوام نیاورد و پس از اختلاف، ادیسون عملاً بیخانمان شد. در این نقطه، بهعنوان آخرین راهحل تصمیم گرفت به «شرِیز رَنچ»، فاحشهخانهای قانونی در نزدیکی لاسوگاس، برود تا دوباره روی پای خود بایستد.

او در آن زمان فکر میکرد که این کار حداقل سرپناهی امن برایش فراهم میکند. هرچند بهطور رسمی ساکن آنجا نبود، اما میتوانست چند هفتهای در محل بماند. با این حال، شروع کار ناامیدکننده بود و در هفته اول حتی یک دلار هم درآمد نداشت. ادیسون میگوید هنگام ترک آنجا، در مسیر بازگشت به کالیفرنیا، تمام راه گریه کرده و مدام از خودش میپرسیده که چطور به این نقطه از زندگی رسیده است.
با وجود این شکست روحی، مدتی بعد دوباره به شرِیز رَنچ بازگشت و این بار شرایط متفاوت بود. پس از حدود یک ماه کار، ایمیلی از مردی به نام «جیم» دریافت کرد؛ مهندسی بازنشسته و بیوه که همسرش را بعد از چهار دهه زندگی مشترک از دست داده بود. جیم نوشته بود سالهاست با زن دیگری رابطهای نداشته و به دلیل قانونی بودن فاحشهخانهها، احساس امنیت بیشتری میکند. او با دیدن عکس و توضیحات ادیسون، تصمیم گرفته بود با او ملاقات کند.

این ملاقات به یک شب ختم نشد و جیم در مجموع ۲۵ هزار دلار برای دو شب وقتگذرانی پرداخت کرد. به گفته ادیسون، بخش زیادی از این زمان صرف صحبت و آشنایی شد. با وجود اختلاف سنی ۳۱ ساله میان آنها، نقاط مشترکی مثل سابقه نظامی، باعث نزدیکی بیشترشان شد. جیم که ۷۷ سال داشت، خیلی زود علاقهاش را نشان داد؛ حتی پیشنهاد داد هزینه جراحی زیبایی سینه ادیسون را پرداخت کند، آن هم بدون هیچ شرطی.
مدتی بعد، جیم صریحتر صحبت کرد و گفت که قصد ازدواج با او را دارد. ادیسون میگوید صداقت را در نگاهش دیده و همانجا فهمیده که این رابطه میتواند جدی باشد. البته ازدواج به معنای ترک فاحشهخانه بود؛ تصمیمی که جیم بدون تردید از آن حمایت کرد و گفت که مراقب همه چیز خواهد بود.

در نهایت، آنها تنها دو ماه بعد از اولین ملاقات، ازدواج کردند. جیم برای ادیسون یک خانه نوساز در آریزونا خرید که به نام خودش ثبت شده و تمام هزینههایش را میپردازد. علاوه بر آن، یک خودروی BMW صفر کیلومتر هم به او هدیه داده است. خانواده جیم، با وجود نگاه محافظهکارانهشان، از این ازدواج حمایت کردهاند و تنها خواستهشان خوشحال بودن پدرشان است.
با وجود ترک اسکورتینگ، ادیسون همچنان بهعنوان بازیگر فیلمهای بزرگسال فعالیت میکند و میگوید این موضوع مشکلی در ازدواجش ایجاد نکرده است. او تأکید دارد که همسرش از ابتدا از شغلش آگاه بوده و نخواسته آن را ترک کند.

ادیسون در برابر انتقادهایی که او را «پولپرست» میخوانند، موضع تندی دارد و میگوید کسانی که ناراحت هستند، بهتر است خشمگین نباشند که چنین چیزی نصیبشان نشده است. ادیسون حالا امیدوار است از شهرتش برای جلب توجه به مشکلات کهنهسربازان و سلامت روان استفاده کند؛ مسائلی که به گفته خودش، اگر جدیتر گرفته میشدند، شاید مسیر زندگی او هم اینقدر پرتنش نمیشد.











