سرنوشت محتوم در دل طوفان؛ روایتی از عملیات طبس، مأموریتی که هرگز به تهران نرسید
چهل و هفت سال پیش در چنین روزی، دلتا فورس در دل کویر گرفتار شد و یکی از مفتضحانهترین شکستهای نظامی آمریکا رقم خورد
پنجم اردیبهشت، سالروز واقعهای است که در تاریخ معاصر ایران به «عملیات طبس» شهرت یافت؛ شبی که نیروهای ویژهٔ آمریکایی برای آزادسازی گروگانهای سفارتشان پا به دل کویر گذاشتند، اما هرگز به هدف نرسیدند. در ادامه مروری داریم بر ماجرای این عملیات شکستخورده.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا تمام توان خود را برای تضعیف نظام نوپای ایران به کار گرفت. اما زمانی که افشای فعالیتهای جاسوسی سفارت آمریکا در تهران، خشم عمومی را برانگیخت، در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ گروهی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، سفارت را اشغال و دیپلماتهای آن را بازداشت کردند. امام خمینی (ره) این اقدام را «انقلاب دوم» نامید و تأیید کرد.

مدتها گذشت و تلاشهای دیپلماتیک آمریکا برای آزادسازی گروگانها راه به جایی نبرد. شورای امنیت ملی آمریکا به رهبری زبیگنیف برژینسکی، خواستار اقدام نظامی قاطع شد. در نهایت، جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا، چراغ سبز نشان داد تا گروهی ۱۳۲ نفره از نیروهای ویژه با نام «دلتا فورس» مأموریت یابند به ایران حمله کرده و گروگانها را آزاد کنند.

شبی که شنها جلودار شدند
شش فروند هواپیمای سی-۱۳۰ و شش بالگرد، در تاریکی شب در دل صحرای طبس فرود آمدند تا عملیات را از آن نقطه آغاز کنند. اما در میانهٔ راه، یکی از بالگردها دچار نقص فنی شد. با از کار افتادن آن، همهٔ معادلات به هم ریخت؛ چرا که نقشهٔ نظامیان برای ادامهٔ عملیات، دستکم به شش بالگرد نیاز داشت.

گزارش حادثه به ناو نیمیتز و از آنجا به کاخ سفید مخابره شد. کارتر دستور توقف و عقبنشینی داد. اما درست در همان لحظات، طوفان شن آغاز شد. در میان گرد و غبار، یک هواپیما و یک بالگرد با هم برخورد کردند و هر دو در آتش سوختند. هشت تن از نظامیان آمریکایی جان خود را از دست دادند و بقیه در حالی که وحشت زده بودند، با باقیماندهٔ هواپیماها از خاک ایران گریختند.
نقشهٔ نظامیان این بود که پس از استقرار در طبس، راهی فرودگاه «پشت بادام» شوند، سپس با اتوبوسهایی که از پیش تدارک دیده بودند، به ورزشگاه نزدیک سفارت برسند و در یک یورش برقآسا گروگانها را آزاد کنند. اما طوفان شن، نه فقط مسیر، که سرنوشت آنها را تغییر داد.
واکنشها؛ از تحقیر ملی تا شکست استراتژیک
این واقعه چنان سنگین بود که حتی چهرههای ارشد سیاسی آمریکا نیز به شکست اذعان کردند:
– زبیگنیف برژینسکی، مشاور امنیت ملی: «ماجرای مفتضح ایران، یکی از سه عامل مهم شکست کارتر بود و این ماجرا، احساس ناامیدی ملی را برانگیخت.»
– ویلیام سولیوان، سفیر پیشین آمریکا در تهران: «روش سست و بیقید حکومت کارتر، به گروگانگیری انجامید و دوران تحقیر ملی در تاریخ آمریکا آغاز شد.»
– همیلتون جردن، معاون رئیسجمهور وقت، در کتاب «بحران» نوشت: «تصمیم به انجام عملیات نجات قدرتمندانه در قلب ایران، زمانی گرفته شد که همه تحریمها و فشارهای سیاسی بینتیجه مانده بود.»

امام خمینی (ره): «شنها مأمور خدا بودند»
امام خمینی (ره) پس از این واقعه فرمودند: «نباید بیدار شوند آنهایی که به معنویات توجه ندارند و به این غیب ایمان نیاوردند. چه کسی این هلیکوپترها را ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شنها ساقط کردند، شنها مأمور خدا بودند، باد مأمور خداست.» ایشان همچنین هشدار دادند: «ما نباید مغرور شویم؛ تمام قدرت، قدرت خداست و باید به او اتکال کنیم.»

روایت یک شاهد عینی؛ روز پس از حادثه
حجتالاسلام محمدجواد زنجانی طبسی، امام جمعهٔ موقت طبس، یک روز پس از حادثه (ششم اردیبهشت ۱۳۵۹) به همراه دو تن از همکارانش از طرف کمیتهٔ انقلاب اسلامی برای محافظت از محل حادثه به صحرا رفت. او در گفتوگو با ایرنا گفت: «وقتی رسیدیم، هنوز آتش و دود از هواپیماها و هلیکوپترهای سوخته بلند بود.»
او افزود: «تجهیزاتی که آمریکاییها آورده بودند، نشان میداد هدفشان تنها نجات گروگانها نبود؛ بلکه گرفتن مراکز مهم تهران و ضربه زدن به انقلاب اسلامی هدف اول بود.» به گفتهٔ او، آمریکاییها پیش از حضور در منطقه، از هواشناسی اطمینان گرفته بودند که طوفانی در کار نیست. اما در کمال ناباوری، با توفان شن مواجه شدند.
او در ادامه روایت کرد: «در نیمههای شب، کماندوها متوجه عبور یک اتوبوس و کامیون از مسیر شدند و گمان کردند نیروهای ایرانی متوجه حضورشان شدهاند. اتوبوسی که از یزد به مشهد میرفت را متوقف کردند و مسافران را پیاده کردند. در همان لحظات بود که توفان شن آغاز شد و یک بالگرد هنگام سوختگیری، با هواپیما برخورد کرد و منفجر شد. کماندوها از انتقال مسافران منصرف شدند، اما پیش از فرار، همه لاستیکهای اتوبوس را با گلوله ترکاندند تا نتوانند خبر را به جایی برسانند.»

تنها شهید این واقعه
شهید محمد منتظر قائم، نخستین فرماندهٔ سپاه پاسداران استان یزد، وقتی از فرود بالگردهای آمریکایی در طبس مطلع شد، بیدرنگ خود را به محل رساند. همزمان با حضورش در منطقه، محل مورد حمله هوایی قرار گرفت و او به شهادت رسید. بعدها مشخص شد که بالگردها حاوی اسناد مهمی بودهاند.











