فهرست بستن
fidarpolymer.com

خودکشی یک جوان جنگ‌زده در هتل لاله

خرید رپورتاژ ارزان
آخرین مطالب سایت
خودکشی یک جوان جنگ‌زده در هتل لاله

در پی خودکشی یکی از آوارگان جنگی که در هتل لاله تهران سکونت داشت، اختلافات عمیق و پنهان میان شهرداری تهران و وزارت بهداشت بر سر نحوه مدیریت بحران روانی آسیب‌دیدگان جنگی، برای اولین بار به شکلی آشکار به بیرون درز کرده است. از یک سو، وزارت بهداشت مدعی است که شهرداری اجازه ورود تیم‌های حرفه‌ای روان‌درمانی این وزارتخانه را به مراکز اسکان نداده است. از سوی دیگر، شهرداری این اتهام را قاطعانه رد کرده و اعلام می‌دارد که وزارت بهداشت بسیار دیر و تنها پس از برقراری آتش‌بس برای همکاری اعلام آمادگی کرده، در حالی که دیگر کار از کار گذشته بود.

ماجرا از آنجا آغاز شد که جنگ اخیر، موج عظیمی از بی‌خانمانان را روانه خیابان‌ها کرد. هتل لاله که حالا به سرپناهی موقت برای گروهی از این جنگ‌زدگان تبدیل شده، روزگاری نه چندان دور برایشان نماد آرامش و امنیت بود. اما حالا همین مکان، صحنه یک تراژدی هولناک شده است. بر اساس اطلاعات به دست آمده، در نخستین روزهای درگیری‌ها، یک مرد جوان که تمام داشته‌هایش را در طوفان جنگ از دست داده بود، تحت فشار طاقت‌فرسای روانی ناشی از آوارگی و بی‌خانمانی، دست به خودکشی زد و به زندگی خود پایان داد.

با این حال، آنچه این واقعه را از یک رویداد تلخ شخصی فراتر می‌برد، ابعاد سیاسی و مدیریتی آن است. به ویژه نقش شهرداری در پرونده‌ای که ذاتاً به مداخله تخصصی حوزه روان‌درمانی و سلامت اجتماعی نیاز دارد، حالا به چالش اصلی تبدیل شده است.

جنگ

«درها به روی تیم‌های ما بسته شد»

ریشه این ماجرا به پایان درگیری‌های دوازده‌روزه بازمی‌گردد؛ جایی که شهرداری تهران داوطلب شد تا بار اصلی رسیدگی به امور جنگ‌زدگان را به دوش بکشد. دولت نیز که سیاست تفویض اختیار را در پیش گرفته بود، عملاً چراغ سبز را به شهردار تهران نشان داد. اقدامی که همان زمان با انتقاد تند وزارت راه و وزارت بهداشت مواجه شد. اکنون مشخص شده که این واگذاری، تنها به اسکان و بازسازی شهری ختم نشده، بلکه موضوع حساس سلامت روان نیز بدون هیچ ساختار تخصصی، در اختیار شهرداری قرار گرفته است.

نقطه عطف این اختلافات در مصاحبه اخیر علیرضا رئیسی، معاون وزیر بهداشت، خود را نشان می‌دهد. او آشکارا گفت: «تیم‌های ما کاملاً آماده بودند و لب مرز ایستاده بودند، اما شهرداری تهران مانع ورود متخصصان ما به منطقه شد.» رئیسی با اشاره به اینکه متولی اصلی سلامت روان باید وزارت بهداشت باشد، هشدار داده که درمان اختلالات پس از جنگ، به ویژه برای کودکانی که خانواده خود را از دست داده‌اند، نیازمند سیستم ثبت داده، پیگیری مداوم و نظارت حرفه‌ای است، اما شهرداری اصرار داشت که خودش این کار را انجام دهد.

«جنگ نعمت است»؛ رقابت بر سر قدرت یا خدمت؟

اما این اصرار شهرداری برای در دست گرفتن کامل پرونده جنگ‌زدگان، ریشه در کجای سیاست دارد؟ پاسخ را باید در فضای داغ انتخاباتی جستجو کرد. با نزدیک شدن به انتخابات شوراهای شهر، شهردار تهران برای حفظ جایگاه خود بیش از هر زمان دیگری به حمایت مردمی نیاز دارد. مدیریت بحران جنگ‌زدگان و حضور بی‌وقفه در کنار آنها، یک فرصت طلایی تبلیغاتی برای نمایش «مدیریت جهادی» و جلب نظر هزاران رأی‌دهنده‌ای است که اکنون در مراکز اسکان موقت به سر می‌برند.

در این میان، رئیس‌جمهور با واگذاری تمام‌وکمال بحران به شهرداری، عملاً زیر بار مسئولیت نرفته و وزارت بهداشت را در حاشیه قرار داده است. نتیجه این رویکرد، فاجعه‌ای انسانی است که همین حالا در هتل لاله رخ داده است. واقعیت تلخ این است که مدیریت بحران فقط با چادر زدن و پخش غذا تمام نمی‌شود. جنگ، دیوار خانه‌ها را ویران می‌کند، اما روان بازماندگان را نیز در هم می‌کوبد. تخصص شهرداری در آسفالت و زیباسازی است، نه درمان روح آدم‌هایی که همه چیز خود را از دست داده‌اند.

روابط عمومی هتل لاله وقوع خودکشی را تأیید کرده است. یکی از مسئولان هتل مدعی شد که فرد فوت‌شده سابقه بیماری روانی داشته، در غیر این صورت تیم‌های روانشناسی ۲۴ ساعته شهرداری در محل مستقر بودند و می‌توانست به او کمک کند.

علیرضا زاکانی

روایت شهرداری: «خیلی دیر جناب وزیر!»

در مقابل، محمد صاحب، مدیرکل سلامت شهرداری تهران، به شدت ادعای وزارت بهداشت را رد می‌کند. او می‌گوید پیشنهاد همکاری وزارت بهداشت «بعد از آتش‌بس و زمانی رسید که دیگر همه چیز سر جای خودش بود و شهرداری شبانه‌روز مشغول خدمات‌رسانی بود.» صاحب با افتخار اعلام می‌کند که شهرداری با رویکرد جهادی به بیش از ۴ هزار نفر از ۶ هزار جنگ‌زده خدمات مشاوره ارائه کرده است. او در خصوص حادثه خودکشی نیز توضیح می‌دهد: «این اتفاق در روزهای اول جنگ رخ داد، قبل از اینکه سیستم مشاوره ما به طور کامل راه‌اندازی شود. به همین دلیل جزئیات اختلالات روانی آن فرد به طور کامل ثبت نشده است.»

صرف نظر از این که کدام روایت درست است، یک حقیقت انکارناپذیر باقی می‌ماند: یک انسان بی‌گناه که قربانی جنگ شده بود، در پناهگاهی که قرار بود امن باشد، جان خود را از دست داد. این در حالی است که دو نهاد حاکمیتی کشور سرگرم مقصرنمایی یکدیگر هستند. حالا این سوال بزرگ پیش روی جامعه است: در میان این همه رقابت سیاسی و جناحبندی انتخاباتی، آیا واقعاً کسی به فکر زخم‌های عمیق روانی این آوارگان بوده است؟

اگر به خودکشی فکر می‌کنید، لطفاً با شماره ۱۲۳ (اورژانس اجتماعی) تماس بگیرید.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله

برچسب‌ها:

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x