فهرست بستن
fidarpolymer.com

نکات قابل تامل درباره پایان ۵۳ سال حکومت خاندان اسد در سوریه

خرید رپورتاژ ارزان
آخرین مطالب سایت
نکات قابل تامل درباره پایان ۵۳ سال حکومت خاندان اسد در سوریه

جعفر محمدی در عصر ایران نوشت: حوادث سوریه در ۱۰ روز اخیر، روی دور تند پخش شد و رسید به بامداد ۱۸ آذر که خبر آمد: بشار اسد سرنگون شد.

بدین ترتیب دوران ۵۳ ساله حکومت اسدها در سوریه به پایان رسید.

در این باره ۵ نکته نخستین، قابل تأمل است:

بشار اسد رئیس جمهور خوبی بود که به روس ها خوب سرویس می داد، با ایران بسیار هماهنگ بود، از مقاومت حمایت می کرد و این اواخر، دل بسته بود به این که بچرخد سمت کشورهای عربی ثروتمندی مانند امارات و عربستان.

او حتی برای آمریکا و اسرائیل و داعش و تحریرالشام نیز رئیس جمهور خوبی بود چون سیاست هایش به آنان مجال عرض اندام می داد.

اسد، فقط برای مردم خودش، رئیس جمهور خوبی نبود و بدون این که تغییرات جهان را بفهمند، مانند پدرش، با مشت آهنین حکومت می کرد.

سوریه
وضعیت حماه بعد از سرکوب مخالفان بین روزهای ۲ تا ۲۸ فوریه ۱۹۸۲

در سال ۱۹۸۲ ، حافظ اسد (پدر بشار اسد)، ارتش را به سمت شهر حماه گسیل داشت تا مخالفان را سرکوب کند. ارتش به فرماندهی رفعت اسد – برادر حافظ اسد – این شهر را رسماً به خاک و خون کشید. طبق تخمین عفو بین الملل در آن ماجرا، بین ۱۷ تا ۴۰ هزار نفر قتل عام شدند. بدین ترتیب اعتراضات فروکش کرد و حافظ اسد تا پایان عمر، رئیس جمهور ماند و سپس قدرت را به پسرش بشار داد.

سرکوب مخالفان در سوریه

سرکوب مخالفان در درعا توسط ارتش بشار اسد
سرکوب مخالفان در درعا توسط ارتش بشار اسد

در سال ۲۰۱۱ ، همزمان با بهار عربی، چند دانش آموز در شهر درعا، نقاشی های ضد دولتی روی دیوار مدرسه کشیدند. نیروهای امنیتی ۱۵ دانش آموز را دستگیر و شکنجه کردند و خشم مردم شهر را برانگیختند و بعد از این که آنان به خیابان ها ریختند، ارتش با گلوله های جنگی، سرکوب شان کرد.

اما چون جهان نسبت به سال ۱۹۸۲ تغییر کرده بود، ماجرا تمام نشد و کار به شورش در شهرهای دیگر و سپس اقدامات مسلحانه کشید و در ادامه داعش و القاعده و تحریرالشام و …وارد میدان شدند و سرانجام پس از فراز و نشیب های فراوان، دمشق سقوط و اسد فرار کرد.

اگر اسد به جای آن که ماندگاری را در بیرون از مرزها جست و جو کند، به مردمش تکیه می کرد و به جای ایجاد فضای امنیتی، سیاستمداران وطن دوست، اقتصاددانان خبره و دیپلمات های ورزیده را عهده دار امور کشور می کرد، امروز مردم کشورش برای سقوط او جشن و پایکوبی نمی کردند.

او حتی در روزهای آخر نیز از مردم نخواست به نفعش وارد میدان شوند – که می دانست دیگر اعتباری نزدشان ندارد – و به مسکو رفت و دست به دامن پوتین شد و به ایران و ترکیه و آمریکا و اروپا و کشورهای عربی پیغام و پسغام فرستاد.

تحلیل سقوط حکومت بشار اسد

شاید گفته شود اسد قربانی توطئه خارجی شد چون از مقاومت حمایت می کرد. واقعیت های میدانی البته حکایت از این دارد که این گزاره، مقرون به صحت است اما نکته اینجاست که سست شدن رابطه بین مردم و حکومت، خارجی ها را به طمع و تکاپو می اندازد و سوال این است که اگر دولتی با چنان حجم بزرگی از دشمنی در خارج مواجه است، آیا نباید عقل و تدبیر به خرج دهد و برای حفظ خودش هم که شده، با مردمش با مهر و مدارا رفتار کند؟!

نادیده گرفتن مردم، دیدگاه های اکثریت و مطالبات عمومی، بزرگ ترین و خسارت بار ترین و مهلک ترین خطایی است که می تواند از یک سیاستمدار و یک حکومت سر بزند و اسد، چنین کرد و کشورش را به خاک سیاه نشاند و خودش را بدنام و فراری.

اسد در روزهای آخر حکومتش، خواستار گفت و گو و دیپلماسی شد و این در حالی است که پیشتر، بدان روی خوش نشان نمی داد. اما هر چیزی زمانی دارد و روزهایی که باید قدر دیپلماسی را می دانست سپری شده بود. کسی که دیر می فهمد با کسی که اصلاً نمی فهمد، اغلب تفاوت خاصی ندارد. قدر فرصت ها را باید دانست که به قول امام علی (ع)، چون ابر در گذرند.

نظر جعفر محمدی درباره حوادث اخیر سوریه

جعفر محمدی در عصر ایران نوشت: حوادث سوریه در ۱۰ روز اخیر، روی دور تند پخش شد و رسید به بامداد ۱۸ آذر که خبر آمد: بشار اسد سرنگون شد.

بدین ترتیب دوران ۵۳ ساله حکومت اسدها در سوریه به پایان رسید.

در این باره ۵ نکته نخستین، قابل تأمل است:

۱ – بشار اسد رئیس جمهور خوبی بود که به روس ها خوب سرویس می‌داد، با ایران بسیار هماهنگ بود، از مقاومت حمایت می‌کرد و این اواخر، دل بسته بود به اینکه بچرخد سمت کشورهای عربی ثروتمندی مانند امارات و عربستان.

او حتی برای آمریکا و اسرائیل و داعش و تحریرالشام نیز رئیس جمهور خوبی بود چون سیاست‌هایش به آنان مجال عرض اندام می‌داد.

اسد، فقط برای مردم خودش، رئیس جمهور خوبی نبود و بدون اینکه تغییرات جهان را بفهمد، مانند پدرش، با مشت آهنین حکومت می‌کرد.

قاب عکس بشار اسد در سوریه

در سال ۱۹۸۲، حافظ اسد (پدر بشار اسد)، ارتش را به سمت شهر حماه گسیل داشت تا مخالفان را سرکوب کند. ارتش به فرماندهی رفعت اسد – برادر حافظ اسد – این شهر را رسماً به خاک و خون کشید. طبق تخمین عفو بین الملل در آن ماجرا، بین ۱۷ تا ۴۰ هزار نفر قتل عام شدند. بدین ترتیب اعتراضات فروکش کرد و حافظ اسد تا پایان عمر، رئیس جمهور ماند و سپس قدرت را به پسرش بشار داد.

در سال ۲۰۱۱، همزمان با بهار عربی، چند دانش‌آموز در شهر درعا، نقاشی‌های ضد دولتی روی دیوار مدرسه کشیدند. نیروهای امنیتی ۱۵ دانش‌آموز را دستگیر و شکنجه کردند و خشم مردم شهر را برانگیختند و بعد از اینکه آنان به خیابان‌ها ریختند، ارتش با گلوله‌های جنگی، سرکوبشان کرد.

اما چون جهان نسبت به سال ۱۹۸۲ تغییر کرده بود، ماجرا تمام نشد و کار به شورش در شهرهای دیگر و سپس اقدامات مسلحانه کشید و در ادامه داعش و القاعده و تحریرالشام و … وارد میدان شدند و سرانجام پس از فراز و نشیب‌های فراوان، دمشق سقوط و اسد فرار کرد.

اگر اسد به جای اینکه ماندگاری را در بیرون از مرزها جست و جو کند، به مردمش تکیه می‌کرد و به جای ایجاد فضای امنیتی، سیاستمداران وطن دوست، اقتصاددانان خبره و دیپلمات‌های ورزیده را عهده‌دار امور کشور می‌کرد، امروز مردم کشورش برای سقوط او جشن و پایکوبی نمی‌کردند.

او حتی در روزهای آخر نیز از مردم نخواست به نفعش وارد میدان شوند – که می‌دانست دیگر اعتباری نزدشان ندارد – و به مسکو رفت و دست به دامن پوتین شد و به ایران و ترکیه و آمریکا و اروپا و کشورهای عربی پیغام و پسغام فرستاد.

 

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله

برچسب‌ها:

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x