انتشار پیامی از سوی مهدی خراتیان، تحلیلگر مسائل سیاسی، درباره فعال شدن دکترین «دست مرده» بار دیگر توجهها را به یکی از محرمانهترین سازوکارهای بازدارندگی هستهای جلب کرده است. این سامانه که با نام رسمی پریمیتر شناخته میشود، برای حفظ امکان پاسخ هستهای روسیه حتی در صورت نابودی مراکز فرماندهی طراحی شده است.
مهدی خراتیان شب گذشته با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، که پیشتر توییتر نام داشت، از فعال شدن دکترین دست مرده خبر داد. این اظهارنظر در شرایطی مطرح شده که مفهوم دست مرده با سناریوهای جنگ هستهای و احتمال اجرای حمله تلافیجویانه در بحرانیترین وضعیتهای نظامی ارتباط دارد.
دکترین دست مرده چیست؟
در میان سامانههای نظامی بهجامانده از دوران جنگ سرد، فناوریهایی وجود دارند که هدف آنها تضمین توان پاسخگویی هستهای حتی در بدترین شرایط ممکن است. یکی از شناختهشدهترین نمونهها، سامانهای است که در کشورهای غربی با عنوان «دست مرده» شناخته میشود.
نام رسمی این سامانه روسی Perimeter یا پریمیتر است. هدف اصلی آن این است که اگر یک حمله هستهای گسترده، فرماندهان ارشد، مراکز نظامی و شبکههای ارتباطی روسیه را از کار بیندازد، همچنان امکان انتقال فرمان حمله تلافیجویانه وجود داشته باشد.
با این حال، برخلاف تصور رایج، پریمیتر لزوماً سامانهای کاملاً خودکار نیست که بهمحض شناسایی حمله هستهای، بدون دخالت انسان تمام موشکهای هستهای روسیه را شلیک کند. جزئیات دقیق عملکرد و شرایط تصمیمگیری آن همچنان محرمانه است.
سامانه دست مرده روسیه چگونه شکل گرفت؟
توسعه پریمیتر به اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی بازمیگردد؛ دورهای که رقابت تسلیحاتی میان اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده بهشدت ادامه داشت. یکی از نگرانیهای اصلی فرماندهان شوروی این بود که آمریکا بتواند با اجرای یک حمله هستهای غافلگیرکننده، مراکز فرماندهی، سامانههای ارتباطی و مقامهای مسئول صدور فرمان حمله تلافیجویانه را نابود کند.
در چنین شرایطی، حتی باقی ماندن بخش بزرگی از زرادخانه هستهای شوروی نیز لزوماً به معنای حفظ توان استفاده از آن نبود. اگر ارتباط با فرماندهان ارشد قطع میشد، ممکن بود امکان صدور و انتقال فرمان پاسخ هستهای از بین برود.
پریمیتر برای کاهش همین خطر توسعه یافت. ایده اصلی این بود که نابودی ساختار فرماندهی، بهتنهایی نتواند توان پاسخ هستهای کشور را کاملاً از بین ببرد.
این سامانه در سال ۱۹۸۵ وارد مرحله عملیاتی شد. با وجود این، اتحاد جماهیر شوروی در ابتدا وجود آن را بهصورت رسمی تأیید نکرد. سالها بعد، سرگئی کاراکایف، فرمانده نیروهای موشکی راهبردی روسیه، در سال ۲۰۱۱ در گفتوگو با یک روزنامه روسی از وجود این سامانه سخن گفت. گزارشهای بعدی رسانههای روسیه نیز به بهروزرسانی پریمیتر اشاره داشتهاند.
سامانه دست مرده چگونه کار میکند؟
پریمیتر بر پایه یک اصل اساسی در راهبرد هستهای طراحی شده است: حتی اگر حمله نخست دشمن بخش بزرگی از توان نظامی کشور را نابود کند، امکان پاسخ تلافیجویانه باید باقی بماند.
برای رسیدن به این هدف، سامانه از اطلاعات هشدار اولیه و شبکههای ارتباطی نظامی استفاده میکند تا وضعیت کشور را در شرایط بحرانی ارزیابی کند. بر اساس توضیحات منتشرشده درباره عملکرد پریمیتر، فرایند کلی آن را میتوان در چند مرحله توضیح داد.
- دریافت اطلاعات هشدار: اطلاعات مربوط به احتمال حمله هستهای و وضعیت ارتباطات نظامی بررسی میشود.
- ارزیابی وضعیت اضطراری: سامانه باید شرایط موجود را بررسی کند تا مشخص شود آیا نشانههایی از یک حمله هستهای گسترده وجود دارد و ارتباط با مراکز فرماندهی همچنان برقرار است یا خیر.
- انتقال پیام با راکتهای فرماندهی: یکی از ویژگیهای شناختهشده پریمیتر، استفاده از راکتهای ویژه مجهز به فرستنده رادیویی است. این راکتها میتوانند پیامهای لازم را به نیروهای موشکی منتقل کنند؛ حتی اگر بخشی از شبکههای ارتباطی زمینی از کار افتاده باشد.
- حفظ امکان حمله تلافیجویانه: در صورت فراهم بودن شرایط لازم و صدور مجوزهای مربوط، فرمان شلیک میتواند به واحدهای موشکی منتقل شود تا امکان اجرای پاسخ هستهای وجود داشته باشد.
البته این مراحل، توصیفی کلی از عملکرد سامانه هستند. منطق دقیق تصمیمگیری، شرایط فعال شدن و میزان دخالت انسان در فرایند نهایی بهطور کامل در منابع عمومی مشخص نشده است. بنابراین، نمیتوان با اطمینان گفت که پریمیتر در هر شرایطی بهصورت مستقل تصمیم به شلیک میگیرد یا قادر است تمام زرادخانه هستهای روسیه را بهطور خودکار فعال کند.
ارتباط دست مرده با دکترین نابودی متقابل تضمینشده
سامانه پریمیتر با راهبردی ارتباط دارد که در دوران جنگ سرد به نام «نابودی متقابل تضمینشده» شناخته میشد. بر اساس این مفهوم، هر طرف باید بداند که حتی اگر حمله هستهای نخست را آغاز کند، طرف مقابل همچنان میتواند ضربهای ویرانگر به آن وارد کند.
در چنین شرایطی، هیچیک از طرفین نمیتواند مطمئن باشد که با اجرای حمله نخست از پیامدهای جنگ هستهای در امان خواهد ماند. همین احتمال پاسخ متقابل، هزینه آغاز چنین جنگی را بهشدت افزایش میدهد.
هدف اصلی این راهبرد، جلوگیری از وقوع جنگ هستهای از طریق ایجاد بازدارندگی است؛ نه اینکه لزوماً از سلاحهای هستهای استفاده شود.
نقش دست مرده نیز در همین چارچوب تعریف میشود. این سامانه با حفظ امکان اجرای حمله دوم، میتواند احتمال موفقیت یک حمله غافلگیرکننده با هدف نابودی توان پاسخگویی هستهای روسیه را کاهش دهد. در نتیجه، پریمیتر بخشی از سازوکار بازدارندگی هستهای روسیه به شمار میرود.
آیا سامانه دست مرده روسیه همچنان فعال است؟
گزارشهای منتشرشده در رسانههای روسی از ادامه فعالیت و بهروزرسانی سامانه پریمیتر حکایت دارند. با این حال، اطلاعات عمومی و مستقلی که بتوان بر اساس آن وضعیت عملیاتی کنونی سامانه و جزئیات دقیق عملکردش را بهطور کامل تأیید کرد، در دسترس نیست.
ایالات متحده نیز برای شناسایی انفجارهای هستهای، ردیابی پرتاب موشکها و حفظ ارتباط با نیروهای راهبردی خود، سامانههای مختلفی توسعه داده است. با این حال، سازوکارهای فرماندهی و تصمیمگیری هستهای روسیه و آمریکا یکسان نیستند.
همچنین، وجود سامانههای هشدار زودهنگام یا شبکههای ارتباط اضطراری را نباید به معنای وجود ماشهای کاملاً خودکار برای شلیک سلاحهای هستهای دانست.
اهمیت پریمیتر بیش از هر چیز به حفظ کنترل و توان پاسخگویی در شرایط بحرانی مربوط میشود. هرچه تنش میان قدرتهای هستهای افزایش پیدا کند، اطمینان از عملکرد صحیح شبکههای ارتباطی، تصمیمگیری انسانی و جلوگیری از خطا در سامانههای هشدار اهمیت بیشتری خواهد داشت.
در مجموع، دست مرده را باید سازوکاری برای حفظ امکان پاسخ هستهای روسیه در بدترین سناریوهای نظامی دانست. هدف اعلامشده آن تقویت بازدارندگی است، اما ماهیت محرمانه و ارتباط مستقیمش با سناریوهای جنگ هستهای، این سامانه را به یکی از بحثبرانگیزترین فناوریهای نظامی بهجامانده از دوران جنگ سرد تبدیل کرده است.
منظور مهدی خراتیان از فعال شدن دکترین دست مرده چیست؟
پیام کوتاه مهدی خراتیان را میتوان در چارچوب بحثهای اخیر درباره آینده بازدارندگی ایران بررسی کرد. او با استفاده از اصطلاح دست مرده، مفهومی نظامی را مطرح کرده که به حفظ توان پاسخگویی در برابر حمله دشمن، حتی در صورت از کار افتادن ساختار فرماندهی، مربوط میشود.
اگر این اظهارنظر را در ارتباط با شرایط امنیتی ایران تفسیر کنیم، ممکن است منظور آن تأکید بر این باشد که توان پاسخ نظامی نباید صرفاً به حضور فرماندهان مشخص یا سالم ماندن مراکز فرماندهی وابسته باشد. بر اساس چنین برداشتی، حتی حمله به مقامهای ارشد یا مراکز نظامی نیز نباید به معنای پایان یافتن امکان پاسخ متقابل تلقی شود.
این برداشت با مفهوم کلی بازدارندگی نظامی ارتباط دارد. با این حال، انتشار چنین پیامی بهتنهایی ثابت نمیکند که ایران سامانهای مشابه پریمیتر روسیه در اختیار دارد یا سازوکاری از این نوع فعال شده است.
بنابراین، برای تفسیر دقیقتر اظهارنظر خراتیان باید میان اشاره به مفهوم راهبردی دست مرده و ادعای فعال شدن یک سامانه نظامی مشخص تفاوت قائل شد. اطلاعات عمومی موجود در این گزارش، بهتنهایی امکان تأیید فعال شدن چنین سامانهای در ایران را فراهم نمیکند.










