از مرلین مونرو و آلن ریکمن تا دونالد ساترلند؛ کسانی که جوایز اسکار هرگز به رسمیت نشناختشان.
مدتهاست درباره جایزه اسکار حرف میزنیم؛ بعضیها میگویند این جایزه ارزش چندانی ندارد و بعضی دیگر هنوز هم آن را نماد موفقیت در سینما میدانند. واقعیت اما جایی در میانه قرار دارد. بله، گاهی مراسم اهدای این جوایز اغراقآمیز و حتی بیمعنی به نظر میرسد، اما نمیتوان انکار کرد که یک نامزدی – چه برسد به بردن تندیس طلایی – حس خوبی دارد. وقتی بازیگر محبوبتان روی سن میرود تا جایزه بگیرد، شما هم ذوقزده میشوید. پس تصور کنید برای خود آن بازیگر این لحظه چقدر شیرینتر است.
یک چیز است که چندین بار نامزد شوید اما هیچوقت برنده نشوید؛ مثل پیتر اوتول که برای «لورنس عربستان» و هفت نقش دیگرش دستش از اسکار کوتاه ماند. اما قضیه کاملاً متفاوت است وقتی یک بازیگر حتی یک بار هم نامزد نشود. زیاد درباره بازیگران فعالی که هنوز نامزدی اسکار را تجربه نکردهاند حرف میزنیم، اما کمتر کسی یاد میکند از آنهایی که دیگر فرصتی ندارند؛ یا از دنیا رفتهاند یا بازنشسته شدهاند. این لیست، به بازیکنان سرشناسی میپردازد که در قید حیات نیستند و حتی یک بار هم نامزد دریافت اسکار نشدند.
۱۰ بازیگر اسکارنادیدهای که باید بشناسید
۱۰. وینسنت پرایس
۹. مرلین مونرو
۸. توشیرو میفونه
۷. جوزف کاتن
۶. مورین اوهارا
۵. تاتسویا ناکادای
۴. ژان مورو
۳. پیتر لوره
۲. آلن ریکمن
۱. دونالد ساترلند

۱۰. وینسنت پرایس؛ آقای وحشت بیجایزه
آثار شاخص: «لورا» (۱۹۴۴)، «ده فرمان» (۱۹۵۶)، «ادوارد دستقیچیای» (۱۹۹۰)
وینسنت پرایس را بیشتر با فیلمهای ترسناک میشناسند و ژانر وحشت هیچوقت خیلی مورد توجه آکادمی اسکار نبوده. این اوضاع در سالهای اخیر کمی تغییر کرده، اما در زمان پرایس، کسی انتظار نداشت او برای «آخرین انسان روی زمین» یا «نقاب مرگ سرخ» نامزد شود، هرچقدر هم آن فیلمها خوب بودند و بازی او کیفیتشان را چند پله بالاتر برده باشد.
تقریباً غیرممکن است که بتوانید یک نقش بد از وینسنت پرایس پیدا کنید. حضورش در هر فیلمی، تقریباً همیشه باعث ارتقای کیفیت اثر میشد. او دامنه بازیگری بالایی داشت و در نقشهای مکمل آثاری مثل «لورا»، «بهشت را رهایش کن» و «ده فرمان» درخشید. فیلم آخر از نظر کیفیت، شایسته اسکار بود، اما پرایس فقط یکی از اجزای آن بود. حتی میشد برای حضور کوتاه اما عمیقاً بهیادماندنیاش در «ادوارد دستقیچیای» در سال ۱۹۹۰ او را نامزد کرد، اما چنین چیزی هرگز رخ نداد.

۹. مرلین مونرو؛ اسطورهای که اسکار او را جدی نگرفت
آثار شاخص: «مردها موطلاییها را ترجیح میدهند» (۱۹۵۳)، «بعضیها داغش رو دوست دارن» (۱۹۵۹)، «ناسازگاران» (۱۹۶۱)
شاید منتقدان و رأیدهندگان اسکار هیچوقت مرلین مونرو را آنطور که لایقش بود جدی نگرفتند. شاید هم کوتاهی دوران حرفهایاش باعث شد. اما به هر حال، عجیب است که هیچکدام از نقشهای این اسطوره، حتی یک بار نامزد اسکار نشد.
نادیده گرفتن بازی او در «بعضیها داغش رو دوست دارن» واقعاً عجیب است. او در آن فیلم فوقالعاده بامزه و طبیعی ظاهر شد و خود فیلم هم در شش بخش دیگر نامزد اسکار بود. فیلم «ناسازگاران» آخرین اثری بود که مونرو پیش از مرگ کامل کرد و در آن تواناییهای دراماتیکاش را بیشتر نشان داد. متأسفانه آن فیلم در زمان اکران آنطور که باید دیده نشد. مرلین مونرو بدون اسکار هم اسطوره شد، اما این معمای همیشگی باقی میماند که چرا حتی نامزدی هم نصیبش نشد.

۸. توشیرو میفونه؛ غول سینمای ژاپن در سایه اسکار
آثار شاخص: «هفت سامورایی» (۱۹۵۴)، «تخت خون» (۱۹۵۷)، «یوجیمبو» (۱۹۶۱)
برای فهمیدن عظمت توشیرو میفونه، فقط کافی است نگاهی به همکاریهایش با آکیرا کوروساوا بیندازید. او در بیش از دوازده فیلم این کارگردان بزرگ بازی کرد، از جمله برخی از بهترین آثار تاریخ سینما مثل «هفت سامورایی»، «راشومون» و «بلندیها و پایینها».
اما میفونه حتی خارج از آثار کوروساوا هم یک بازیگر بزرگ بود. در فیلمهایی مثل «جهنم در اقیانوس آرام»، «شمشیر لعنت» و سهگانه «سامورایی» هم خوش درخشید. او از آن دسته بازیگرانی بود که حتی در فیلمهای معمولی هم عملکردی فراتر از انتظار داشت. اگر اسکار در آن سالها بیشتر به فیلمهای غیرانگلیسی توجه میکرد، بدون شک میفونه حداقل یک بار نامزد میشد.

۷. جوزف کاتن؛ بازیگر شاهکارهایی که کسی به یادش نمیآورد
آثار شاخص: «همشهری کین» (۱۹۴۱)، «سایه یک شک» (۱۹۴۳)، «مرد سوم» (۱۹۴۹)
شاید اسم جوزف کاتن برای عموم مردم چندان آشنا نباشد، اما کارنامه او در دهه ۱۹۴۰ واقعاً حیرتانگیز است. او در دو فیلم اورسن ولز یعنی «همشهری کین» و «عظمت آمبرسونها»، یک شاهکار از آلفرد هیچکاک به نام «سایه یک شک» و همچنین «مرد سوم» ساخته کارول رید حضور داشت.
با بازی در چنین آثار بزرگی و ادامه فعالیت در فیلمهای خوب تا سالهای پایانی یک حرفه طولانی، انتظار میرفت کاتن حداقل یک بار نامزد اسکار شود. اما این اتفاق هرگز نیفتاد. قرار گرفتن نام او در این لیست، خودش گویای این واقعیت است که چقدر کمتر از لیاقتش دیده شده.

۶. مورین اوهارا؛ زنی که شایسته تندیس بود
آثار شاخص: «چقدر دره من سبز بود» (۱۹۴۱)، «معجزه در خیابان ۳۴ام» (۱۹۴۷)، «مرد آرام» (۱۹۵۲)
درباره مورین اوهارا زیاد حرف بزنیم، شاید زیادی باشد. او یک بازیگر قابلاعتماد بود که در تعداد زیادی فیلم باکیفیت بازی کرد. شاید بشود او را نسخه زنانه جوزف کاتن دانست؛ بازیگری که هم از نظر تعداد نقشهای خوب و هم کیفیت بازیاش، حداقل شایسته یک نامزدی اسکار بود، اما هیچ وقت به آن نرسید.
او در فیلم کلاسیک کریسمسی «معجزه در خیابان ۳۴ام» بازی کرد که خودش در چند بخش نامزد اسکار شد. همچنین در «چقدر دره من سبز بود» حضور داشت که ۵ جایزه از ۱۰ نامزدی خودش را گرفت، از جمله بهترین فیلم. «مرد آرام» و همکاریهای اوهارا با جان وین همگی ارزشمند بودند، اما هیچکدام برای او نامزدی اسکار به همراه نداشت.

۵. تاتسویا ناکادای؛ فرمانروای سینمای ژاپن
آثار شاخص: «شرایط انسانی» (۱۹۵۹-۱۹۶۱)، «هاراکیری» (۱۹۶۲)، «رَن» (۱۹۸۵)
تاتسویا ناکادای، مثل توشیرو میفونه، در «هفت سامورایی» حضور داشت، اما آنجا نقش بسیار کوچکی بازی کرد. او بعداً همکاریهای جدیتری با میفونه داشت و در فیلمهای آکیرا کوروساوا نقشهای اصلی گرفت. یکی از مهمترینشان «رَن» بود که در آن نقش یک فرمانروای سالخورده را بازی میکند که میخواهد جانشینی برای خود انتخاب کند، اما اوضاع به جنگ و هرجومرج کشیده میشود.
ناکادای زمان بازی در «رَن» در اوایل ۵۰ سالگی بود، اما به طرز باورپذیری نقش فردی خیلی مسنتر را بازی کرد. در «هاراکیری» هم با وجود ۳۰ سال سن، توانست نقش یک پدربزرگ را عالی از آب دربیاورد. ناکادای یک بازیگر متعهد، چندوجهی و فوقالعاده قدرتمند بود. وسعت تواناییهایش را میتوان در سهگانه «شرایط انسانی» دید؛ سه فیلم حدوداً ده ساعته که فروپاشی تدریجی یک انسان صلحطلب در میان جنگ را نشان میدهد.

۴. ژان مورو؛ قربانی بیمهری اسکار به سینمای فرانسه
آثار شاخص: «آسانسور به سوی دار» (۱۹۵۸)، «شب» (۱۹۶۱)، «ژول و ژیم» (۱۹۶۲)
بحث درباره بازیگرانی که بیشتر در فیلمهای غیرانگلیسی کار کردهاند همیشه سختتر است، چون آن آثار کمتر مورد توجه اسکار قرار میگرفتند. با این حال، ژان مورو در فیلمهای مهم فرانسوی بازی کرد که حتی خارج از مرزهای فرانسه هم محبوب شدند و در چند اثر انگلیسیزبان هم حضور داشت.
یکی از بهترین فیلمهایش «محاکمه» به کارگردانی اورسن ولز بود که در زمان خودش کمتوجهی زیادی دید، اما بعدها ارزشش فهمیده شد. همکاریهای مورو با کارگردانانی مثل فرانسوا تروفو و لویی ماله هم بسیار مهم بودند. هرچند آن فیلمها انگلیسی نبودند، اما نمونههایی مثل بردن اسکار بهترین بازیگر زن توسط سوفیا لورن برای «دو زن» در سال ۱۹۶۰ نشان میدهد این اتفاق برای مورو هم غیرممکن نبود. به نظر میرسد ژان مورو قربانی بیاعتنایی اسکار به فیلمهای خارجی و هنری در آن سالها شد.

۳. پیتر لوره؛ قاتلی که لیاقتش را اسکار ندید
آثار شاخص: «ام» (۱۹۳۱)، «شاهین مالت» (۱۹۴۱)، «کازابلانکا» (۱۹۴۲)
پیتر لوره از آن دست بازیگرانی است که شاید بهترین نقش خود را همان اول کارش بازی کرد. او در سال ۱۹۳۱ در فیلم «ام» در نقش یک قاتل ظاهر شد، در حالی که پیش از آن فقط یک نقش کوتاه و بدون نام در کارنامه داشت. شاید بشود گفت ستاره اصلی آن فیلم فریتس لانگ به عنوان کارگردان بود، اما بازی لوره هم سهم بزرگی در ماندگاری آن اثر دارد. بعد از آن، او تبدیل به بازیگری پرکار شد.
«کازابلانکا» و «شاهین مالت» از مهمترین فیلمهای لوره هستند. نقشهایش در این آثار – و خیلی فیلمهای دیگر – هرچند چندان بزرگ نبودند، اما مثل وینسنت پرایس، حتی با زمان محدود حضورش هم خیلی بهیادماندنی ظاهر میشد. منطقی بود که انتظار داشته باشیم لوره حداقل برای یکی از نقشهایش نامزد اسکار شود، اما هرگز این اتفاق نیفتاد.

۲. آلن ریکمن؛ اسنیپ، هانس گروبر و یک نادیدهگرفته شدن عجیب
آثار شاخص: «جان سخت» (۱۹۸۸)، «عقل و احساس» (۱۹۹۵)، «عشق واقعی» (۲۰۰۳)
هیچ بازیگری برای نقشآفرینی در مجموعه «هری پاتر» نامزد اسکار نشد، هرچند خود مجموعه در بخشهای دیگر ۱۲ بار نامزد شد. اما اگر قرار بود کسی از این دنیا نامزد شود، احتمالاً آلن ریکمن بهترین گزینه بود. او با نقش سوروس اسنیپ کار بزرگی کرد و بعد از پایان فیلمها، تصور این شخصیت بدون صدای او تقریباً غیرممکن شده.
اما ریکمن فقط اسنیپ نبود. شاید مهمترین جایی که اسکار او را نادیده گرفت، برای بازی در نقش هانس گروبر در «جان سخت» باشد؛ یکی از ماندگارترین آدمبدهای تاریخ سینما. جالب اینجاست که این اولین نقش سینمایی ریکمن هم بود. همچنین بازی او در «مسافران کهکشان» هم شایسته توجه بود و در فیلمهای «عقل و احساس» و «عشق واقعی» هم بسیار تأثیرگذار ظاهر شد. با این حجم از نقشهای درخشان، واقعاً عجیب است که آلن ریکمن هیچوقت نامزد اسکار نشد.

۱. دونالد ساترلند؛ معمایی که هنوز بیجواب مانده
آثار شاخص: «حالا نگاه نکن» (۱۹۷۳)، «آدم معمولی» (۱۹۸۰)، «جیافکی» (۱۹۹۱)
یکی از کوتاهترین اما بهترین نقشهای دونالد ساترلند در فیلم «جیافکی» بود. آنجا که شخصیتش با نام «X» درباره یک توطئه بزرگ حرف میزند. حتی در یک صحنه ساده پارکی، کاملاً توجه مخاطب را جلب میکند. همان یک صحنه به تنهایی قدرت بازیگری او را نشان میدهد و همزمان این سؤال را پیش میکشد که چطور چنین بازیگری هیچوقت نامزد اسکار نشد.
ساترلند از دهه ۱۹۶۰ در سینما فعال بود و در تعداد باورنکردنی فیلم مهم بازی کرد. نادیده گرفتن او در «آدم معمولی» شاید از همه عجیبتر باشد. در آن فیلم، مری تایلر مور، جاد هرش و تیموتی هاتن همگی نامزد اسکار شدند و حتی هاتن جایزه را هم برد، اما اسمی از ساترلند نبود. او برای فیلمهایی مثل «مَش»، «دوازده مرد خبیث»، «حالا نگاه نکن» و «غرور و تعصب» هم نامزدی نگرفت. این موضوع هنوز هم یک معمای حلنشده در تاریخ اسکار باقی مانده است.









