فهرست بستن
fidarpolymer.com

معمای پژمان جمشیدی و پرسش‌های بی‌پاسخ درباره واکنش جامعه به آزار جنسی

خرید رپورتاژ ارزان
آخرین مطالب سایت
پژمان جمشیدی

گزارش روزنامه «پیام ما» نشان می‌دهد که پرونده این بازیگر فراتر از یک حکم قضایی، تصویری از چالش‌های ساختاری در برخورد با قربانیان خشونت جنسی در ایران ترسیم می‌کند.

جلسات دادگاه مربوط به اتهامات پژمان جمشیدی به پایان رسیده و هم‌اکنون نگاه‌ها به صدور رأی نهایی دوخته شده است. در این میان، گزارش روزنامه «پیام ما» حاکی از آن است که واکنش عمومی به این پرونده، فراتر از ابعاد حقوقی آن، بیانگر نحوه مواجهه جامعه با روایت‌های خشونت جنسی است.

این گزارش با مرور عکس‌العمل‌های آن دوران و استناد به آمارهای موجود پیرامون تعرض و آزار، به این پرسش کلیدی می‌پردازد که چرا در موقعیت‌های متعدد، فرد آسیب‌دیده به جای حمایت، با تردید، ملامت یا بی‌اعتمادی روبرو می‌شود؛ معضلی که تنها محدود به این پرونده نیست و در موارد مشابه فراوانی تکرار شده است.

گزارش پیام ما به قلم مائده امینی را در ادامه از نظر می‌گذرانید.

جنگی دیگر را هم پشت سر گذاشتیم و پرونده پژمان جمشیدی با اتهام «تجاوز» هنوز بسته نشده است. اگرچه به نظر می‌رسد دیگر کمتر کسی در شبکه‌های اجتماعی – اگر هنوز چیزی از آن‌ها باقی مانده باشد – یا حتی رسانه‌ها دغدغه این موضوع را دارد و «آزار دیده» مانند بسیاری مواقع دیگر، تنها و به دست فراموشی سپرده شده است.

می‌نویسم؛ زیرا معتقدم نباید واکنش جامعه در آن روزها به فراموشی سپرده شود. می‌نویسم؛ چون فکر می‌کنم خوب است که ماجرای آقای بازیگر را از یاد نبریم و برای برخورد درست با این موقعیت‌های تکراری، تمرین کنیم. در همان روزهای نخست انتشار خبر، زومیت با انتشار یک گزارش تحقیقی واقعیت تلخی را فاش کرد: تنها ۲ درصد از کاربران اینستاگرام، با شاکی پرونده جمشیدی «همدلی» کرده بودند. این در حالی است که در خوش‌بینانه‌ترین تخمین‌ها، حداقل ۵۰ درصد از زنان نه فقط در خاورمیانه که در سراسر جهان دست‌کم یک بار خشونت جنسی را تجربه کرده‌اند.

برای نمونه، طبق برآورد گزارش جنسیتی بانک جهانی در خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA Gender Report) در سال ۲۰۲۱، حدود ۴۵ درصد از زنان شاغل در این منطقه گفته‌اند که در محیط کار یا مسیر رفت‌وآمد، آزار جنسی را تجربه کرده‌اند. البته خشونت جنسی اگرچه در میان زنان شیوع بیشتری دارد، اما مختص آنان نیست. بررسی گزارش‌های سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد که ۱۸ درصد خشونت جنسی در آفریقای جنوبی، توسط پسران جوان گزارش می‌شود.

اما چگونه می‌توان تجربه آزار یا خشونت را به شکل جمعی داشت و در نهایت با راوی آن همدل نبود؟ همدل نبودن با آسیب‌دیده یا شاکی، ریشه در شبکه پیچیده‌ای از دلایل دارد و معمولاً در دسته‌بندی‌های مشخصی خلاصه می‌شود.

از کجا معلوم که راست می‌گوید؟
«دنبال اخاذی است»، «می‌خواهد دیده شود»، «قصد انتقام دارد»، «از کجا معلوم حقیقت را می‌گوید» چه بسیارند این جمله‌ها و مشابه آن، وقتی کسی داستان خشونت جنسی‌ای را که بر او رفته روایت می‌کند. انگار نپذیرفتن یک واقعیت تلخ به آدم‌ها آرامش بیشتری می‌دهد تا خیال کنند خودشان یا اطرافیانشان از چنین تجربه‌ای در امانند. به ویژه وقتی طرف مقابل، یک سلبریتی مشهور یا چهره محبوب باشد، قضاوت‌ها غیرمنصفانه‌تر و جانبدارانه‌تر می‌شود؛ چرا که مردم دوست ندارند رذیلت اخلاقی را در چهره آشنایی که با آن خاطره دارند ببینند و باور کنند.

اما آمار پاسخ بهتری به این نگاه غیرمنصفانه جمعی داده است: «پایگاه داده مقالات علوم پزشکی و زیستی آمریکا پس از بررسی‌های متعدد در گزارشی اعلام کرده است که نرخ ادعاهای دروغین تجاوز/تعرض جنسی در میان گزارش‌های ثبت‌شده در پلیس معمولاً بسیار پایین است و در بازه تقریبی ۲ تا ۸ درصد قرار می‌گیرد.» دروغ گفتن راوی، احتمالاً آخرین احتمالی است که باید به آن فکر کرد، دست‌کم آمار چنین می‌گوید…

جزئیات پرونده پژمان جمشیدی از زبان قاضی «خفاش شب»

چرا زودتر گزارش نکرده است؟
فرد آسیب‌دیده از تجاوز یا حتی تعرض، پس از واقعه معمولاً در شبکه پیچیده‌ای از تصاویر، تحلیلها و افکار غرق می‌شود. بسیاری از مواقع فرد حتی نمی‌تواند تصمیم بگیرد که ماجرا را با چه کسی در میان بگذارد. در جوامع سنتی این پدیده شایع‌تر است. سرزنش خود، ترس از واکنش خانواده و دوستان، دغدغه‌هایی مثل آبرو، در دست نبودن مدرک قابل استناد در دادگاه، بی‌اعتمادی به سیستم قضایی، ترس از واکنش متجاوز، نگرانی از دست دادن شغل، ترس از برچسب‌های اجتماعی و… همه و همه دلایلی هستند که می‌توانند فرد آسیب‌دیده را از روایت کردن نه فقط در ساعات ابتدایی بلکه در ماه‌ها، روزها یا حتی سال‌های بعدی بازدارند.

خوب است بدانیم در مورد سهم «ترس از قضاوت»، داده‌های معتبر بین‌المللی تصویر نسبتاً یکدستی ارائه می‌دهند. در اروپا، تحلیل داده‌های نظرسنجی گسترده اتحادیه اروپا نشان می‌دهد حدود ۴۷ درصد کسانی که سکوت را ترجیح می‌دهند، دلیل اصلی را «باور به جدی گرفته نشدن ماجرا یا ترس از قضاوت/سرزنش» عنوان کرده‌اند. این رقم در سایر مناطق – از جمله خاورمیانه و شمال آفریقا – معمولاً بالاتر است، اما به دلیل کمبود داده‌های استاندارد، به شکل بازه‌ای و پراکنده گزارش می‌شود.

این ترس گسترده گاهی آن‌قدر عمیق می‌شود که مجله «فرانتیرز» اعلام کرده ۲۰ درصد از زنان و ۳۹ درصد از مردانی که قربانی سوءاستفاده جنسی می‌شوند، هرگز درباره آنچه تجربه کرده‌اند با هیچ‌کس صحبت نمی‌کنند.

ماجرا اما اینجا تمام نمی‌شود، اعداد روایت دردناک‌تری هم دارند: سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده است که در خاورمیانه، تنها کمتر از ۵ درصد از زنان قربانی خشونت جنسی موضوع را به پلیس اطلاع می‌دهند.

مگر با پای خودش آنجا نرفته است؟
گزنده‌ترین سوگیری همین است. همین که فکر کنیم؛ چون فرد آسیب‌دیده با پای خود به محل وقوع حادثه رفته، پس به تجاوز/تعرض رضایت داشته یا پیامی از این جنس مخابره کرده است. تجاوز یا تعرض یا هر نوع خشونت جنسی، معمولاً در محیطی رخ می‌دهد که برای فرد آسیب‌دیده تا حدی امن بوده است. زنی که به دیدار دوستی به خانه او می‌رود، یا کسی که برای شرکت در یک جلسه درمانی، انجام یک تست بازیگری یا فراگیری یک درس در کلاس استادی حاضر می‌شود، وقتی مورد خشونت قرار می‌گیرد چگونه می‌تواند توسط جامعه نکوهش شود؟

بررسی‌های سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد که به طور میانگین، بیش از ۸۰ درصد از خشونت‌های جنسی علیه زنان و دختران توسط فردی رخ می‌دهد که آسیب‌دیده او را می‌شناسد. جالب است بدانید در کشورهای با ساختار سنتی‌تر (از جمله مناطق خاورمیانه، جنوب آسیا و آفریقا)، نسبت خشونت‌های درون‌خانوادگی بیشتر است؛ در برخی از این کشورها تا ۶۵ درصد از موارد تجاوز و تعرض توسط اعضای خانواده یا شریک عاطفی فرد رخ می‌دهد.

این داده‌ها نشان می‌دهد که خشونت جنسی بیش از آنکه «رفتار مجرمانه غریبه‌ها» باشد، محصول قدرت نابرابر، اعتماد سوءاستفاده‌شده و سکوت در روابط نزدیک است.

جمشیدی نیاز به این کارها ندارد، چرا باید تجاوز کند؟
سلبریتی‌ها و چهره‌های مشهور، معمولاً در قلب تعداد زیادی از مردم جا باز می‌کنند و نقد کردن آن‌ها یا زیر سؤال بردن چهره‌ای که از خود ساخته‌اند اگرچه در ظاهر ساده به نظر می‌رسد؛ اما در واقعیت چندان ممکن نیست. نه فقط سلبریتی‌ها بلکه هر طیفی از جامعه که به نوعی از قدرت و ثروت زیادی بهره‌مند باشد، پس از مدتی کم‌کم نوعی از زندگی را تجربه می‌کند که در آن دسترسی به همه چیز ممکن به نظر می‌رسد. در واقع منطق «کمبود دسترسی جنسی» لزوماً نمی‌تواند توجیه رفتار خشونت‌آمیز یک متجاوز مشهور، پرقدرت یا محبوب باشد.

فردی که در ساختار اجتماعی از توجه، نفوذ یا حمایت برخوردار است، احتمالاً اطمینان دارد که رفتار او پیامد قضایی یا اجتماعی نخواهد داشت. همین حس مصونیت، مرزهای اخلاقی را تضعیف می‌کند و تصمیم‌گیری را به سمت رفتارهای خشونت‌آمیز می‌برد.

استفاده از رابطه قدرت به عنوان ابزار تسلط، پدیده دیگری است که میزان انحطاط اخلاقی را در چهره‌های مشهور افزایش می‌دهد. در این مدل، رابطه جنسی به عنوان «محصول» تلقی نمی‌شود؛ بلکه عمل تجاوز شکلی از اعمال کنترل، تحقیر یا تثبیت برتری است. هدف نهایی نه دسترسی جنسی، بلکه اعمال اراده و مالکیت بر بدن دیگری است.

در چنین شرایطی، موضع‌گیری ما در شبکه‌های اجتماعی – البته اگر به آن‌ها دسترسی داشته باشیم – به نفع فرد مشهور، روایت‌کننده را تنهاتر می‌کند و آسیب‌دیدگان ساکتی که مشغول تماشای دعواهای مجازی هستند را در هاله‌ای از ابهام عمیق‌تر فرو می‌برد. هر کدام از کامنت‌هایی که پای پست‌ها می‌گذاریم، قضاوت‌هایی که می‌کنیم یا برچسب‌هایی که می‌زنیم، خود می‌تواند کمکی به ترویج خشونت علیه زنانی باشد که سال‌هاست از بخشی از حقوق خود محرومند. شما تصمیم دارید در کدام سمت بایستید؟

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله

برچسب‌ها:

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x